به مادرم، طلعت - تاریخ: 1401/10/8 ساعت: 19:08
«روزی از روزهای پاییزی»گُلی از خاک تیره سر بر کردخنده زد بر جهان وَزان گُلخندگُلخَن خاک را معطّر کرددختری زاد و مادری خندیدتا نظر بر جمال دختر کردالأمان از حسد که مادر دهرنام او طلعت بداختر کردکودکی پر ز هوش و استعدادکه همه درس علم از بر کردسیب دانش نچیده سنّت بددر جوانیش اسیر شوهر کردهوش حوّا هوای ...
نفرین - تاریخ: 1401/10/8 ساعت: 19:08
بریده باد دست های بولهبکه بر نبی ستم نمود بی سببنه خیر دیدخواهد او ز مافَعَلنه سود بردخواهد او ز ماکَسَبوعید داده حق ورا به دوزخیکزو به آسمان همی رسد شَغَبجزای طعنه ها که زد عجوزه اشدر او کشد به عجز کوهی از حَطَب Adblock test (Why?)
ارومیه - تاریخ: 1401/10/8 ساعت: 19:08
خوشا اقلیم آذربایجان و خاک زرخیزشخوشا آن دلنشین آب و هوای خاطرانگیزشخوشا در مرز آذربایجان شهر ارومیهکنار بی کران دریاچۀ پرشور لبریزشهمان دیرینه ارمیه که خوانندش رضائیهگروهی نیز ارومی و گروهی اورمی نیزشبهارستان چینی را قلم در نقش مانی کشنگار آزری بنگر که زاید کلک پاییزشخوشم من با زمستانش که در سوزندگ...