خرید بک لینک

درباره سایت

کارگاه نظم

امکانات وب

«روزی از روزهای پاییزی»

گُلی از خاک تیره سر بر کرد

خنده زد بر جهان وَزان گُلخند

گُلخَن خاک را معطّر کرد

دختری زاد و مادری خندید

تا نظر بر جمال دختر کرد

الأمان از حسد که مادر دهر

نام او 1 بداختر کرد

کودکی پر ز هوش و استعداد

که همه درس علم از بر کرد

سیب دانش نچیده سنّت بد

در جوانیش اسیر شوهر کرد

هوش حوّا هوای بالا داشت

خِنگِ آدم نگه در آخوَر کرد

مرض سالیان و رنج روان

بین چه با آن نحیف پیکر کرد

تا سرانجام اتفاق افتاد

آن قضایی که حق مقدّر کرد

گُلِ مهرآفریدِ مادر را

باد خرداد برد و پرپر کرد

برچسب: نویسنده: نیکی زارعیان تاريخ: پنجشنبه 8 دی 1401 ساعت: 19:08

صفحه بندی